سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و ولادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام

شاعر : عباس شاه زیدی
نوع شعر : مدح و ولادت
وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
قالب شعر : مربع ترکیب

شـیـریـنی نـام تو که در کـام من افـتاد            شهد عـسل و طعم رطب از دهن افتاد

از پیکـر گـلـپـوش غـزل پیـرهن افـتاد            تا قرعه در این شعر به نام حسن افتاد


این شـعـرِ مـتـنـتـن، پُـرِ الله شد امشب

در بیت علی، حوض پُر از ماه شد امشب

ماهی به جهان سر زده زیباتر از این؟ نه            نـوشـیده کسی آب گـواراتر از این؟ نه

هر چار فلک دیده مسیحاتر از این؟ نه            دنیا به خودش دیده شکیباتر از این؟ نه

شکـرانـۀ مـیـلاد تو در روزه نـگـنجـد

این بحر همان‌ست که در کوزه نگنجد

امشب که وزید از طرف عرش شمیمی            بی‌تـاب دلـم رفـتـه به دنـبـال نـسـیـمی

دنـبـال مـسـیـحـایـی و دنـبـال کـلـیـمـی            افـتــاده عـنـانِ غـزلـم دسـت کـریـمـی

آیـات غـریـبـی‌ست شـکـوه حـسـنی را

من عـاشـقـم این سـورۀ مکّی مدنی را

حُسنش همه جا نُقـل محافل شده امشب            "یارب بحـسن" ذکر نوافـل شده امشب

قرآن غـریـبی‌ست که نازل شده امشب            از مـاه بـپـرسـیـد که کـامل شده امشب

از روی گُـلَش، خانۀ زهرا شده گـلشن

ای نیـمۀ ماه رمضان! چـشم تو روشن

حُـسنی متـولـد شده در حصن حصینی            بر خـاک رسیـده قـدم عـرش نـشـیـنـی

بَه بَه! چه جلال و جبروتی! چه جبینی!            اَلـعـِزّةُ لِله! چـه نـقـشـی! چه نـگـیـنـی!

نازل شده بر خلق، عجب خیرکـثیری!

ای شعر برقص آ؛ چه مراعات نظیری!

حق ریخته در میـکـدۀ چـشم تو مـستی            پیدا شده از مـستی چـشـمان تو هـستی

بی حوصله‌ای شیعۀ حیدر! چه نشستی؟            دامـان کـریم است بـچـسـبـید دو دستی

والله که یک عمر به جایی نرسیده‌ست

هرکس مزۀ عشق حسن را نچشیده‌ست

چشم تو شرابی‌ست که میخانه پسند است            این بادۀ نابی‌ست که پیـمانه پسند است

زنجیر سر زلف تو دیـوانه پـسند است            تنها نه فقط دوست، که بیگانه پسند است

ای کاش که بی‌عشق تو معنا نشوم من

از جمع شـهـیـدان تو مـنـهـا نـشوم من

واللیلِ اذا عسعسَ از موی تو گفته است            والصّبح تنفّس، غزل روی تو گفته است

حافظ چقَدر از شب گیسوی تو گفته است            گل کرده اگر شعر من، از بوی تو گفته است

تنها نه غـزل راهِ خـیـالِ تو گرفته‌ست

جبریل هم امشب پَر شال تو گرفته‌ست

در حُـسن، تـویی مثل خـداونـد وحـیـدا            روی تو بهشتی‌ست که وَعداً و وعـیدا

مـحــتـاج نـگــاه تـو شـقـیــّاً و سـعـیـدا            مَن ماتَ عـلی حبّ تو، قد ماتَ شهـیدا

ای ماه! تو را یک شب اگر بدر ببـیـند

بایـد هـمه‌شب خـواب شب قـدر بـبـیـند

روز و شب ما بسته به لا و نعم توست            ماه رمضان هم سر خـوان کرم توست

ما را غم خود نیست که این‌گونه غم توست            با این همه، دل‌های محبان حرم توست

در سـیـنـۀ ما، گـوهر ما بودی از اوّل

تـنـهـا غـزل نـاب خــدا بــودی از اوّل

نقد و بررسی